مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
101
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
فصل ششم 170 - چون با وى چنين گفتند ، چنگيز خان كه به گفتههاى بداى و كيشليق هردو ، اعتماد كرده بود ، همان شبانه ، معتمدانى را كه در اطراف بودند ، آگاه گردانيد . هرچه را كه با خود داشتند ، رها ساختند ، خويشتن را سبك كردند و به حركت درآمدند و گريختند ؛ و [ در جهت ] پشت مائواوندور « 1 » به راه افتادند . [ چنگيز ] در پشت سر ، عقبدار گذاشته ، پايگاههاى نگهبانى برقرار كرده بود . همچنانكه پيش مىرفتند ، روز بعد ، بعدازظهر ، هنگام غروب آفتاب ، به قالقالجيت آلات « 2 » رسيدند و براى رفع خستگى از اسب به زير آمدند . هنگامىكه اردو زده بودند ، چيگيداى « 3 » و يادير « 4 » كه كار چراى اسبان آلچيداى را به عهده داشتند و رفته بودند اسبانشان را در چمنزار بچرانند ، در امتداد هولاان بوروقات « 5 » و در مقابل مائواوندور ، گردوخاك دشمن را كه از پشت مىآمدند ، مشاهده كردند . گفتند : « دشمن رسيد » و اسبانشان را [ پيشاپيش ] راندند و آمدند با كلمات « دشمن رسيد » ، نگاه كردند و گفتند : « اين اونگ خان است ، كه در امتداد هولاان بوروقات و در مقابل مائواوندور گردوخاك بهپا كرده است و به تعقيب ما مىآيد » . پس چنگيز خان كه گردوخاك را ديده بود ، دستور داد اسبان را بگيرند و بار كنند و [ خود نيز ] سوار بر اسب شد . ناگهان [ دشمن ] رسيد . جاموقه نيز در معيت اونگ خان مىآمد . پس اونگ خان از جاموقه پرسيد : « در اطراف پسرم تموچين ، چه كسانى واقعا براى جنگ آمادهاند ؟ » . اين بود سؤال وى . جاموقه گفت : « افراد وى هستند كه اورواوتها و منگقوتها ناميده مىشوند . اين افراد بسيار خوب مىجنگند . در گردبادها صفوفشان را حفظ مىكنند . در گردابها نظمشان را حفظ مىكنند . قومى هستند كه از اوان كودكى ، به شمشير و نيزه خو
--> ( 1 ) - Mau - undur ( 2 ) - Qalaqaljit - alat ( 3 ) - Cigidai ( 4 ) - Yadir ( 5 ) - Hula'an - buruqat